۱۰ نقش‌آفرینی برتر جواد عزتی در سینما و تلویزیون

17:0095

۱۰ نقش‌آفرینی برتر جواد عزتی در سینما و تلویزیون

جواد عزتی را با فیلم‌های طنز می‌شناسیم. با بابا اِتی قهوه‌ی تلخ، لطیف دردسرهای عظیم یا منصور فیلم هزارپا که یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌هایی است که در آن بازی کرده. اما این بازیگر توانمند نقش‌های جدی و موثری هم در کارنامه دارد که با مقایسه‌ی نقش‌های طنزی که ایفا کرده مهر تاییدی بر توانایی و استعداد بالایش در حرفه‌ی بازیگری می‌زند. در این مطلب ۱۰ تا از بهترین نقش‌آفرینی‌های جواد عزتی را نام می‌بریم.
جواد عزتی بازیگری را از ۱۵ سالگی و از تیاتر شروع کرد و حدود شش سال بعد با بازی در مجموعه‌ی «قصه‌های شبانه» به کارگردانی سعید آقاخانی به تلویزیون قدم گذاشت. او سال‌های زیادی به بازی در نقش‌های کوچک و طنز گذراند و رفته رفته نقش‌هایش پر رنگ‌تر و کارنامه‌اش سنگین‌تر شد.

جواد عزتی در سال ۱۳۸۷ با فیلم «طلا و مس» به کارگردانی همایون اسعدیان پا به سینما گذاشت. نقش متفاوت عزتی در این فیلم که با ته مایه‌های طنز مخصوص خودش آن را ایفا ‌کرد، روی دیگر توانایی‌های بازیگری او را هم برای بیننده و هم برای کارگردان‌ها و فیلم‌سازها نمایان کرد.
این روزها جواد عزتی را در سریال «زخم کاری» می‎بینیم که در همین ابتدای کار مورد تحسین تماشاگران و سینماگران قرار گرفته است. در ادامه ۱۰ نقش‌آفرینی برجسته‌ی جواد عزتی را به ترتیب سال تولید فیلم‌هایش نام بردیم.
۱. قهوه‌ی تلخ
بابا اتی

سریال قهوه‌ی تلخ که جزو اولین سریال‌های نمایش خانگی است، در ژانر طنز تاریخی و با حضور بازیگران مطرح زیادی ساخته شد که نقش جواد عزتی در بین آن‌ها یکی از به یادماندنی‌ترین‌ها، بامزه‌ترین‌ها و متفاوت‌ترین‌هاست. عزتی نقش‌های طنزش را خیلی خوب بازی می‌کند. اما به قول خود مهران مدیری، نقش پیرمرد را بهتر درمی‌آورد. بابا اِتی فراموش‌کار یا بتی جان قیصرالسلطنه‌ی سریال قهوه‌ی تلخ از همان ابتدا جزو محبوب‌ترین کاراکترهای این سریال بود و دیالوگ‌هایش برای مدت‌ها بر سر زبان پیر و جوان تکرار می‌شد.
عزتی در این سریال گریم سنگینی داشت، لباس‌ها و گوژ پشتش هم بر سنگینی این گریم اضافه می‌کرد. اما تمام این‌ها در کنار بازی جذاب و خنده‌دارش نقشی به یادماندنی از او به یادگار گذاشت. با اینکه قبل‌تر نقش پیرمرد را در سریال‌های دیگر مهران مدیری مانند باغ مظفر و مرد هزار چهره بر عهده داشت، اما هیچکدام به این اندازه برای مخاطب دوست‌داشتنی نبودند.
اینکه بازیگر جوان و کم تجربه‌ای در سن و سال آن موقع عزتی از پس ایفای نقش پیرمردی که حتی سنش یا شاید بهتر باشد بگوییم قدمتش معلوم نیست بربیاید، نشان از طنازی و قدرت بازیگری او دارد. این موضوع در مقایسه با دیگر بازیگران با تجربه‌ی این گروه مانند هادی کاظمی و سیامک انصاریان بیشتر به چشم می‌آید. این در حالی است که خیلی از بازیگران در سریال‌ها و مجموعه‌های دیگر مانند مهران غفوریان در سریال «هژیرها»، هادی حجازی‌فر در سریال «زیرخاکی» یا جواد رضویان و حتی مهران مدیری در سریال «پاورچین» تا این حد نتوانستند موفق ظاهر شوند و مانند او از پس نقش پیرمرد به خوبی بربیایند.

۲. درسرهای عظیم ۱ و ۲
دردسرهای عظیم

سریال‌های طنز برای مدت‌ها پرطرفدارترین برنامه‌های تلویزیون بودند. اکثر قریب به اتفاق آن‌ها هم نقدهای غیر مستیقم و گاها مستقیم به مسایل اجتماعی و اقتصادی جامعه داشتند. دردسرهای عظیم هم که سال ۹۳ قسمت اول آن پخش شد و سال بعد بنا به رضایت مخاطبین قسمت دوم آن ساخته و پخش شد یکی از همین سریال‌های پرطرفدار بود. این سریال تیم بازیگری خوبی داشت و نام‌های مطرحی مانند مریم سعادت و مهدی هاشمی در آن به چشم می‌خورد. جواد عزتی هم یکی از بازیگران اصلی این سریال بود که این بار با توازن طنز و جدی کاراکترش توانست نظر مخاطبان و منتقدین را به خود جلب کند. عزتی بازیگر نقش لطیف بود، داشجوی مجردی که در خانه‌ای ویلایی با چند همسایه‌ی عجیب که هر کدام داستان خود را داشتند زندگی می‌کرد. عزتی در این سریال ناخواسته درگیر ماجرایی که محصول نقشه‌های بهار، دختر یکی از همسایه‌ها (با بازی الناز حبیبی) است می‌شود و داستان‌های جالبی که بعدا اتفاق می‌افتد این دو را به هم علاقه‌مند کرده و در نهایت با هم ازدواج می‌کنند.
جواد عزتی این بار هم همان نمک مخصوص خود را به نقشش اضافه می‌کند و از پس آن به خوبی بر می‌آید. با طنازی قسمت‌های کمدی سریال را شکل می‌دهد و گاهی با بازی جدی‌اش بخش درام ماجرا را می‌سازد. لطیف سریال دردسرهای عظیم واقعا پسر خوبی است، درس می‌خواند، کار می‌کند، سر به زیر و محجوب است و عزتی این خصیصه‌ها را بسیار خوب به تصویر می‌کشد تا جایی که بیننده گاهی برایش دل می‌سوزاند و گاهی از دردسرهای بی‌حدی که هیچ‌کدام خودش مسئولشان نبوده خونش به جوش می‌آید.
به طور کل جواد عزتی نقش لطیف را با توازن و تسلت ایفا می‌کند. سکانس‌های جذابی را خلق می‌کند که غم و شادی را توامان دارد. مثل به زور به عقد بهار درآمدنش یا گم کردن جنازه‌ی مهدی هاشمی یا حتی دردسرهایی که در شهرداری می‌کشد.
۳. ماجرای نیمروز
ماجرای نیمروز

ماجرای نیمروز شاید متفاوت‌ترین فیلمی باشد که بعد از نقش‌آفرینی‌های دیگر جواد عزتی شاهد آن بودیم. جواد عزتی در این ماجرای نیمروز که در واقع یک فیلم کاملا سیاسی و جدی است نقش صادق، مردی کم حرف، عملگرا و بسیار دقیق و محطاط را بازی می‌کند. چیزی که تا قبل از این فیلم از او ندیده بودیم. انتخاب جواد عزتی برای ایفای نقش یکی از مهمترین مهره‌های امنیتی آن هم در آن دوره‌ی تاریخی ریسک بزرگی بود که خوشبختانه با توانمندی قابل تحسینی خیلی هم خوب از آب در آمد.
جواد عزتی با ایفای نقش صادق در ماجرای نیمروز ثابت کرد که بازیگر به واقع توانمندی است و تجربه‌های جدید و خطر کردن را دوست دارد. این را در انتخاب‌های درست اخیرش می‌بینیم. در قسمت‌های قبل از بازی خیره‌کننده‌ی عزتی در نقش پیرمرد سالخورده گفتیم که درست از آب در آوردنش کار هر کسی نیست، شاید بد نباشد این نقش او را هم اضافه کنیم که منجر به میخکوب شدن بیننده شد، چرا که شاید توقع چنین بازی درخشان و جدی را از بازیگر طنز نداشتیم.
عزتی در قسمت دوم این فیلم با نام «ماجرای نیمروز؛ رد خون» که داستانی متفاوت دارد هم به زیبایی نقش صادق را ایفا کرد. همان کاراکتر جدی و مسئول اما این بار کمی نرم‌تر و منعطف‌تر، برخلاف قسمت قبل. هرچه بیشتر به جزئیات کاراکتر او می‌پردازیم بیشتر به قابل تقدیر بودن تلاش او در ایفای نقش می‌رسیم.  جواد عزتی برای بازی در این نقش نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل مرد شد و در هفدهمین جشن دنیای تصویر جایزه‌ی بهترین بازیگر مرد را از آن خود کرد. او در نقش یک مامور اطلاعاتی به همه مشکوک است و اکثر اوقات هم شک‌هایش درست از کار درمی‌آیند. نقش‌آفرینی او به قدری دقیق بود که برای خیلی‌ها یادآور یکی از اسامی مهم امنیتی و اطلاعاتی شد.

۴. خرگیوش
فیلم خرگیوش

فیلم خرگیوش قرار بود بازیگران طنازی مثل جواد عزتی و سیامک انصاری را دور هم جمع کند و به آن‌ها قرص روان‌گردان بخوراند و بیننده را از خنده روده‌ بر کند، اما ظاهرا موفق نبود. قصد نداریم به نقد فیلم خرگیوش بپردازیم پس می‌رویم سراغ جواد عزتی. تصور کاراکتری مانند او آن هم زمانی که مواد مصرف کرده به خودی خود خنده‌دار است، اما چه می‌شود که تصورات ما فرو می‌ریزد؟ عزتی نقش کسی به نام بهنود را بازی می‌کند که از همان ابتدا تا انتها مدام از خود می‌پرسیم که نقش او دقیقا چیست؟ از کجا آمده؟ جواد عزتی همان کاراکتر شوخ همیشگی‌اش را دارد اما ما همچنان منتظر نقطه‌ی اوج او در این فیلم بودیم. شاید باید تقصیر را به گردن کارگردان و نویسنده بیاندازیم چون تنها در این صورت به جواب می‌رسیم.
بهنود شاید می‌خواست همان دوستی باشد که هرکدام از ما در شرایط سخت به آن احتیاج داریم، فقط در کنارمان و پایه‌ی دیوانه ‌بازی‌هایمان باشد، خراب‌کاری‌هایمان را بپوشاند، با ما غصه بخورد و تا آنجا که می‌تواند گوش شنوا باشد. اگر این‌ها را در نظر بگیریم جواد عزتی طبق معمول به خوبی از پسش برآمد. فیلم با آنکه قسمت‌های خنده‌دار زیادی نداشت، اما همان چند لحظه‌ای که لبخند بر لبمان نشست، حاصل بازی عزتی بود.
۵. اکسیدان
فیلم اکسیدان

جواد عزتی اکسیدان برای ما به نوعی یادآور لطیف دردسرهای عظیم است. مردی ساده و دوست‌داشتنی که درگیر مشکلات ناخواسته می‌شود و برای فرار از این مشکلات راه‌کارهایی گاه خنده‌دار در پیش می‌گیرد. عزتی یا همان اصلان فیلم اکسیدان با لحن طنز و اکت‌های درست و بجا لحظات کمدی زیادی را در این فیلم خلق می‌کند.
اصلان برای گرفتن ویزا دست به کارهای عجیب زیادی می‌زند و مجبور می‌شود بارها روی اعتقاداتش پا بگذارد. قصد دارد کشیش شود، خود را همجنسگرا جا می‌زند و این نقش‌ها را بسیار جذاب و باورپذیر بازی می‌کند. او لحظات طنز را گاهی بسیار تلخ و گاهی به شدت خنده‌دار بازی می‌کند، تا جایی که ما به عنوان بیننده بارها با او همذات‌پنداری می‌کنیم.
عزتی در اکسیدان مثل اکثر کارهای طنزی که تا کنون از او شاهد بودیم، طناز بود نه جلف. مثل وقتی که قرار بود کشیش شود و در این بین اعتقاداتش به عنوان یک مسلمان برایش دست و پا گیر می‌شد. ما قبلا بارها او را در لباس روحانی یا در نقش طلبه دیدیم و شاهد باز‌های خوب او در این نقش‌ها بودیم، حال قرار است یک پدر روحانی یا خادم کلیسا باشد آن هم به عنوان کسی که همیشه پایبند عقاید خود بوده. عزتی این پارادوکس جالب را به خوبی نشان می‌دهد. از این بخش بازی او بگذریم، در قسمتی که قرار بود نقش یک همجنسگرا را بازی کند که دیگر سنگ تمام گذاشت. طرز راه رفتن، حرف زدن و لباس پوشیدن در کنار پیش‌زمینه‌ی ذهنی که بیننده از او به خاطر چرایی این کارها می‌داند وزنه‌ی طنز کاراکترش را سنگین‌تر می‌کرد.
شاید گفتن این که عزتی بازیگر توانمندی است تکراری باشد اما او با طنازی و توانمندی هرچه تمام‌تر لخظات کمدی و درام زیادی را در این فیلم خلق کرد که باعث شد اکسیدان جزو بهترین فیلم‌های طنز سال‌های اخیر باشد.
۶. هزارپا
فیلم هزارپا

حضور دو بازیگر خلاق و توانمند مثل رضا عطاران و جواد عزتی در نهایت به دومین فیلم پرفروش تاریخ سینمای ایران ختم شد. هزارپا داستان دو دوست جیب‌بر و کیف‌قاپ را روایت می‌کند که با یک نقشه، یکی از آن‌ها قصد نزدیک شدن به دختر پولدار برای ازدواج دارد. جواد عزتی بازیگر نقش منصور یکی از نقاط قوت فیلم است. بازی جدیدی از او نمی‌بینیم اما همان کارها و لحن و اکت‌های تکراری را آنقدر خوب اجرا می‌کند که واقعا قابل تحسین است.
منصور فیلم هزارپا بعضی از ویژگی‌‌های اصلان فیلم اکسیدان را به همراه دارد. شوخی‌ها و تکه کلام‌ها و حتی لحنش تماما ما را به یاد اصلان می‌اندازد. این را به عنوان یک نقطه ضعف نمی‌توان دید، کما اینکه ما بارها به حرکات تکراری چارلی چاپلین، بازی‌های تکراری لورل و هاردی و حتی در سینمای خودمان به بازی‌ها و دیالوگ‌ها و حرکات بازیگرانی مانند مهران غفوریان و حتی رضا عطاران خندیدیم و آن‌ها را امضای حرفه‌ایشان می‌دانیم.

۷. جان‌دار
فیلم جان دار

جان‌دار یکی دیگر از فیلم‌هایی است که بازی جواد عزتی بیننده را غافلگیر می‌کند. فیلمی جدی و درام با بازیگرانی خوش‌نام و با تجربه مانند فاطمه معتمدآریا و حامد بهداد و مسعود کرامتی و بسیاری دیگر. عزتی در این فیلم نقش یاسر، یک عاشق بی‌منطق و کور و انتقام‌جو را بازی می‌کند، چیزی که تا قبل از این فیلم هرگز از او ندیدیم. البته این فیلم پر از غافلگیری از نظر نقش‌های بازیگران بود، مثل نقش حامد بهداد که اگر قرار بود طبق قانون نانوشته‌ای پیش برویم، باید نقش یاسر که جواد عزتی آن را بازی می‌کرد بر عهده می‌گرفت.
عزتی همانقدر که در ایفای نقش طنز توانمند است، در این فیلم و بازی در نقش کاملا جدی و تا حدودی مجنون عالی عمل می‌کند. خشم و انتقامی که عزتی در این فیلم به تصویر می‌کشد به خوبی توانایی او را در بازی‌ در نقش‌های متنوع و متفاوت و غیر کمدی نشان می‌دهد. او سکانس‌های پر التهاب و دردناکی را بازی می‌کند که تا پوست و استخوان بیننده نفوذ می‌کند. مثل زمانی که با گل و شیرینی بعد از مرگ برادرش و برای گذاشتن شرط عفو به خانه‌ی اسرا می‌رود، یا سکانسی که در دادگاه لیوان را به سرش می‌کوبد تا عمدی بودن قتل برادرش را به قاضی اثبات کند یا ملاقاتش با اسرا که خود را مقصر این اتفاق می‌داند و شرطی که یاسر برایش می‌گذارد همه و همه بسیار تاثیرگذار و تحسین برانگیزند.

۸. جهان با من برقص
فیلم جهان با من برقص

در فیلم جهان با من برقص که اولین فیلم سروش صحت با طنزی تلخ و بازیگران کاردرست است، یکی دیگر نقش‌آفرینی‌های جواد عزتی را شاهد هستیم. جواد عزتی در این فیلم نقش احسان را بازی می‌کند، رفیقی که نامردی دیده و همچنان پای رفاقتش، اما با دلخوری ایستاده. در تمام طول فیلم سعی نمی‌کند ناراحتی‌اش را پنهان کند، گله‌مند و حق به جانب است. فکر می‌کند خیانت دیده و به قول خودش حتی یک لبخند هم به لب ندارد.
عزتی در این فیلم تلاش زیادی برای بامزه بودن نمی‌کند، کاراکتری تقریبا عصبی دارد و از چیزی دلخور و ناراحت است. تکیه کلام‌ها و اکت‌های معروفش را نمی‌بینیم و مثل همیشه خیلی باورپذیر بازی می‌کند. بازی او در تقابل با دیگر بازیگران لحظات طنز را شکل می‌دهد، لحظات طنزی که تلخی محسوسی پشتش نهفته است.
نگاه‌های پرمعنا، سکوت و لبخندهای کوتاه، عصبانیت و خودخوری و لحظات سرمستی که عزتی در این فیلم به نمایش می‌گذارد به زیبایی معرف کاراکتری است که از او خواسته شده.

۹. شنای پروانه
فیلم شنای پروانه

هرچه جلوتر می‌رویم از عزتی نقش‌های جدی‌تری می‌بینیم. شاید مقایسه‌ی بازی‌های او در کاراکترهای مختلف کار ساده‌ای نباشد، اما تا امروز او ثابت کرده که از پس هر نقشی به خوبی برمی‌آید. شنای پروانه به کارگردانی محمد کارت یکی دیگر از فیلم‌هایی است که عزتی نقش موثری در آن دارد. چه در پیشبرد داستان، چه در تعامل با دیگر بازیگران و چه در ایفای نقش خودش. عزتی در این فیلم با همسرش (محلقا جابری) همبازی شده که برای ما به عنوان بیننده جذابیت خاصی دارد.
عزتی با بازی در نقش حجت باز هم ناخواسته درگیر دردسری عظیم می‌شود، دردسری که پرده از رازی بزرگ در زندگی خانوادگی‌اش برمی‌دارد. کاراکتر حجت مردی است که گذشته‌ی پر اشتباهش را کنار گذاشته و زن و زندگی تشکیل داده و برای خانواده‌اش فرزند مسئولی است. گاه از سر استیصال اشک می‌ریزد، گاه از روی خشم فریاد می‌کشد و در تمام مدت فیلم سعی در انجام کار درست دارد.
عزتی سیر صعودی خشمی که ذره ذره با فهمیدن ماجراهای عجیب بر او غلبه می‌کند را به زیبایی نشان می‌دهد. محال است با دیدن فیلم با او همذات پنداری نکنید. سکانس آخر فیلم که نشان می‌دهد با فهمیدن کل ماجرا عذاب وجدان از مرگ زن برادرش و مرگ فرزندی که هرگز زاده نشد را بر زمین می‌گذارد، و با اطمینانی که تنها در چهره‌اش مشهود است پدر را دلگرم به برطرف شدن تمامی مشکلات می‌کند، اوج هنرنمایی این بازیگر است.

۱۰. زخم کاری
فیلم زخم کاری

و حالا زخم کاری و جواد عزتی در نقشی بسیار متفاوت. بیایید قبول کنیم که این همه تنوع در ایفای نقش  آن هم با رتبه‌ای بسیار قابل قبول، قطعا نشان از توانمندی عزتی دارد. جسارت و شجاعت او در پذیرش نقش‌ها تحسین برانگیز است. او بازیگری است که هر کارگردانی می‌تواند روی او حساب ویژه‌ای باز کند.
جواد عزتی در سریال زخم کاری که تنها چند قسمت از آن در شبکه‌های نمایش خانگی پخش شده، نقش مالکی، یک مدیر همه ‌فن حریف شرکت نفت را بازی می‌کند که برای بدست آوردن پول و قدرت دست به کارهای خطرناکی از جمله قتل می‌زند. نظر دادن به صورت موشکافانه درباره‌ی بازی او هنوز زود است اما او توانسته در همین قسمت‌های اول چشم‌ها را به خود خیره کند.
زخم کاری سریالی در ژانر جنایی و با اقتباس از کتابی به همین نام نوشته‌ی محمود حسینی‌زاد که خود از نمایشنامه‌ی مکبث الهام گرفته ساخته شده و مضامینی مانند فساد اقتصادی و پولشویی و قراردادهای کلان را مطرح می‌کند.

منبع
دیجی کالا
لینک کوتاه
https://dehkade.net /?p=197005

دیدگاه ها بسته شده اند.

دیدگاه ها بسته شده اند.